سفارش تبلیغ
صبا ویژن
شناخت خداوند برترین دانش است . [امام علی علیه السلام]
زلال
مطابق آمار رسمی سازمان ملل
آوارگی 50 هزار نفر از ساکنین غزه در اثر تهاجمات صهیونیستها

خبرگزاری فارس: مطابق آمار منتشر شده از سوی نهادهای رسمی وابسته با سازمان ملل در نوار غزه، در اثر تهاجمات نظامی رژیم صهیونیستی به این باریکه، حدود چهار هزار خانه ویران و بیش از 50 هزار تن از ساکنین غزه بی خانمان شده اند. 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری "بی بی سی راشن"، سازمان ملل متحد اظهار داشت که بازسازی نوار غزه پس از سه هفته بمب باران توسط ارتش رژیم صهیونیستی به میلیاردها دلار نیازمند است.
بر اساس گزارشات، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد روز سه شنبه از نوار غزه دیدن خواهد کرد تا دقیق تر بتواند میزان خسارات و خرابی ها را در این منطقه برآورد نماید.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل متحد، در نتیجه عملیات نظامی رژیم صهیونیستی به نوار غزه که سه هفته به طول انجامید، ده ها هزار فلسطینی سرنوشت خود را به دست تقدیر سپرده‌اند.
بر طبق اطلاعات رسمی منتشر شده، حدود چهار هزار خانه ویران شده است و بیش از 50 هزار تن از ساکنین غزه بی خانمان شده اند. حدود 400 هزار نفر از ساکنین این منطقه حتی به آب آشامیدنی دسترسی ندارند.
خبرنگار بی بی سی در غزه اعلام داشت که تمام خانه های شهر با خاک یکسان شده اند و بیرون کشیدن اجساد از زیر آوار همچنان ادامه دارد.



نوشته شده توسط مالک 87/11/1:: 5:44 عصر     |     () نظر

داستان « عشق، ثروت، موفقیت »

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید..
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »
آری... با عشق و محبت هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.



نوشته شده توسط مالک 87/11/1:: 4:41 عصر     |     () نظر

حکایت بسیار جذاب گروه 99

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست.روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’ آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.

ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’ پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.

نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’ پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’

نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید این  کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’

پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.. آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟

آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!  آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند. تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛ او فقط تا حد توان کار می کرد!!! پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!! اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند.



نوشته شده توسط مالک 87/10/30:: 4:52 عصر     |     () نظر

هدفمند بودن زندگی

وبلاگ نویسی برعکس تصور ما کاری چندان راحت وساده نیست.مخصوصااگر وبلاگ دارای هدف و خط مشی مشخص باشد ونخواهیم هربار از شاخه ای به شاخه ای پریده وموضوعات ومسائل گوناگون را مطرح کنیم!بنابراین بهتر دیدم اولین مطلبم را به چند سطری از نکات جالب کتاب(لحظه های ناب زندگی ) نوشته (باربارادانجلیس) اختصاص بدهم :"درطی گذران سالهای زندگی گاهی پیش می آید که خیال کنیم بطریقی در طول مسیرزندگی گم شده ایم. دلیل وجهت زندگیمان را از دست داده ایم توانایی زندگی مطابق با معیارهاو اعتقاداتمان را از دست داده ایم .هر روز را باناخشنودی ناراحت کننده وتردیدی پنهان، که همه چیز بر وفق مراد نیست سپری میکنیم . اما هرچه هم برای یافتن دلیل ناراحتی خویش جستجو می کنیم هیچ چیز نادرستی را پیدا نمی کنیم . به دنبال شبحی هستیم که ظاهر نمی شود .اما آنچه ما انسانها را قادر می سازد از نظر روانی، زندگی را با همه ی رنجها ومصائب وسختیها تحمل کنیم / احساس معنی دار بودن و هدفمند بودن زندگی است.هدف از زندگی یعنی دلیلی برای هستی ما. یعنی وظیفه ای مهم داریم یعنی هستی ما پر معناست ومعنی زندگی از آنجاست که تجربه ی زندگی کردنمان هر لحظه باعث شادکامی وسرخوشی ما می شود ، یعنی زندگی معنی دار ما ارزش زیستن دارد."



نوشته شده توسط مالک 87/10/29:: 6:26 عصر     |     () نظر
<      1   2   3